ligate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lig·ate/ˈlɪɡeɪt/
lig-bind-ateto cause to
verb (فعل)technicalpast (گذشته): ligatedpast participle (مفعولی): ligated-ing (حال): ligating3rd (سوم): ligates

فعل — بستن عروق

بستن عروقگره زدن

بستن یا گره زدن عروق یا مجاری برای جلوگیری از خونریزی معمولاً در جراحی.

To tie or bind a blood vessel or duct tightly, often in surgery to prevent bleeding.

«جراح به‌دقت شریان را بست.»

The surgeon ligated the artery carefully.

«آنها در هنگام عمل رگ‌ها را گره می‌زنند.»

They ligate veins during the operation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tieبستن

رایج در زمینه جراحی؛ 'tie off' هم معمول است.

Common and synonymous in surgical contexts; 'tie off' is frequently used.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000