limitedness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lim·it·ed·ness/ˈlɪmɪtɪdnəs/
limitboundary or restriction-edhaving-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — محدودیت

محدودیتمحدود بودن

ویژگی یا حالت محدود بودن در اندازه، مقدار یا دامنه.

The quality or state of being limited in extent, amount, or scope.

«محدود بودن منابع بر تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد.»

The limitedness of resources affects decision-making.

«محدودیت می‌تواند خلاقیت را در چارچوب‌ها تشویق کند.»

Limitedness can encourage creativity within boundaries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrictionمحدودیت

متداول. تأکید بر محدودیت یا کنترل اندازه دارد.

Common. Emphasizes limiting or controlling extent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000