بازگشت

lingered

ling·ered/ˈlɪŋɡərd/
lingerto stay longer than usual-edpast tense suffix
verb (فعل)common
past (گذشته): lingeredpast participle (مفعولی): lingered-ing (حال): lingering3rd (سوم): lingers
ماندن طولانی‌تردرنگ کردن

صرف گذشته فعل ‘مدت بیشتری ماندن در جایی یا به آرامی دور شدن’.

Past tense of ‘linger’; to stay in a place longer than expected or to move slowly away.

«آن‌ها بعد از پایان مهمانی ماندند.»

They lingered after the party ended.

«عطر در اتاق باقی ماند.»

The scent lingered in the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remainماندن

معمول. وقتی به معنی ‘ماندن’ است قابل تعویض، ولی کمتر در معنی خارج شدن آرام استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when meaning ‘stay in place’ but less frequent for slow departure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000