بازگشت

literally

lit·er·al·ly/ˈlɪtərəli/
literalexact or primary meaning-lyin the manner of / adverb suffix
adverb (قید)common
به طور واقعیرسماً

به معنای دقیق و واقعی، بدون اغراق یا کنایه.

In a literal or exact sense, without exaggeration or metaphor.

«او واقعاً پنج مایل دوید.»

He literally ran five miles.

«ساختمان دقیقاً پس از زلزله فرو ریخت.»

The building literally collapsed after the earthquake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exactlyدقیقاً

متداول. وقتی بر دقت تاکید می‌شود، به جای literally استفاده می‌شود.

Common. Used interchangeably when emphasizing exactness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000