log off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lɔɡ ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خارج شدن از حساب

خارج شدن از حسابقطع اتصال

ارتباطت را با یک سامانه، وب‌سایت یا حساب آنلاین قطع کردن.

To end a connection to a computer system, website, or online account.

«لطفاً پیش از رفتن از حسابت خارج شو.»

Please log off before you leave.

«او ارتباطش را با شبکه شرکت قطع کرد.»

She logged off the company network.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000