logon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

log·on/ˈlɒɡɒn/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): logged onpast participle (مفعولی): logged on-ing (حال): logging on3rd (سوم): logs on

فعل — ورود به سیستم

ورود به سیستملاگین کردن

با وارد کردن مشخصات، دسترسی به سیستم یا شبکه کامپیوتری پیدا کردن.

To gain access to a computer system or network by entering credentials.

«لطفاً با نام کاربری و رمز عبور وارد شوید.»

Please logon with your username and password.

«او فراموش کرد وارد شبکه شود.»

He forgot to logon to the network.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loginورود

رایج. در زمینه کامپیوتر با logon قابل تعویض است.

Common. Used interchangeably with 'logon' in computing contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000