look round

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lʊk raʊnd/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — گشتن

گشتندور و بر را نگاه کردن

با دیدن بخش‌های گوناگون یک جا، آن را بررسی کردن.

To examine a place by looking at different parts of it.

«پیش از ناهار در موزه گشتیم.»

We looked round the museum before lunch.

«راحت باشید و خانه را بگردید.»

Feel free to look round the house.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000