look on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lʊk ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تماشا کردن

تماشا کردننظاره‌گر بودن

بدون شرکت کردن در کاری، آن را تماشا کردن.

To watch something without taking part in it.

«ما تماشا می‌کردیم که بچه‌ها بازی می‌کردند.»

We looked on as the children played.

«او بی‌آنکه حرفی بزند تماشا کرد.»

She looked on without saying a word.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000