بازگشت

looked after

looked af·ter/lʊkt ˈæf.tər/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
مراقبت کردنرسیدگی کردن

مراقبت کردن از کسی یا چیزی و اطمینان از سلامت و نگهداری آن.

To take care of someone or something, ensuring their well-being or maintenance.

«او از مادر بیمارش مراقبت کرد.»

She looked after her sick mother.

«وقتی نبودید، من از حیوانات مراقبت کردم.»

I looked after the pets while you were away.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000