looking
look·ing/ˈlʊkɪŋ/
lookto direct your eyes in order to see-ingpresent participle or gerund suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): lookedpast participle (مفعولی): looked-ing (حال): looking3rd (سوم): looks
فعل — در حال نگاه کردن
در حال نگاه کردندر جستجویبه نظر رسیدن
شکل استمراری فعل "look" که به عمل خیره شدن، جستجو کردن برای چیزی یا به نظر رسیدن به یک شکل خاص اشاره دارد.
The present participle of 'look', referring to the action of directing one's gaze, searching for something, or appearing in a certain way.
«او در حال تماشای نقاشی است.»
“She is looking at the painting.”
«او به دنبال کلیدهایش میگردد.»
“He is looking for his keys.”
تفاوت با واژههای مشابه
watching— تماشا کردن / مراقب بودن. روزمره. قابل جایگزینی است زمانی که به مشاهده چیزی، به ویژه در یک دوره زمانی، اشاره دارد. 'They are looking at the TV' vs 'They are watching TV'. 'Watching' به مشاهده مداوم، اغلب با هدف یا علاقه اشاره دارد. 'Looking' میتواند یک نگاه کوتاه باشد. 'Looking for' با 'watching for' قابل جایگزینی نیست. Everyday. Interchangeable when referring to observing something, especially over a period of time. 'They are looking at the TV' vs 'They are watching TV'. 'Watching' implies continuous observation, often with purpose or interest. 'Looking' can be a brief glance. 'Looking for' is not interchangeable with 'watching for'. روزمره. زمانی که به مشاهده چیزی، به ویژه در یک دوره زمانی، اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'آنها به تلویزیون نگاه میکنند' در مقابل 'آنها تلویزیون تماشا میکنند'. 'Watching' به مشاهده مداوم، اغلب با هدف یا علاقه اشاره دارد. 'Looking' میتواند یک نگاه کوتاه باشد. 'Looking for' با 'watching for' قابل جایگزینی نیست.
gazing— خیره شدن / نگریستن. ادبی/رسمی. به یک نگاه طولانی، ثابت و اغلب متفکرانه اشاره دارد. 'He was looking out the window' عمومی است، 'He was gazing out the window' تصویر شاعرانهتری را تداعی میکند. برای نگاههای گذرا یا سریع مناسب نیست. Literary/formal. Implies a long, steady, and often thoughtful look. 'He was looking out the window' is general, 'He was gazing out the window' evokes a more poetic image. Not suitable for casual or quick glances. ادبی/رسمی. به یک نگاه طولانی، ثابت و اغلب متفکرانه اشاره دارد. 'او داشت از پنجره بیرون را نگاه میکرد' عمومی است، 'او داشت به بیرون از پنجره خیره میشد' تصویر شاعرانهتری را تداعی میکند. برای نگاههای گذرا یا سریع مناسب نیست.
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more lookingsuperlative (عالی): most looking
صفت — به نظر رسیدن
به نظر رسیدندارای ظاهر
دارای ظاهری خاص.
Having a specified appearance.
«امروز عالی به نظر میرسی!»
“You're looking great today!”
«هوا برای سفر خوب به نظر میرسد.»
“The weather is looking good for the trip.”
تفاوت با واژههای مشابه
appearing— به نظر رسیدن / جلوه کردن. رایج. قابل جایگزینی است زمانی که به توصیف چگونگی چیزی اشاره دارد. 'He's looking tired' و 'He's appearing tired' نزدیک هستند، اما 'appearing' میتواند کمی رسمیتر باشد یا نشاندهنده یک کیفیت درک شده باشد نه یک مشاهده مستقیم. 'Looking' برای ظاهر فیزیکی مستقیمتر است. Common. Interchangeable when describing how something seems. 'He's looking tired' and 'He's appearing tired' are close, but 'appearing' can be slightly more formal or indicate a perceived quality rather than a direct observation. 'Looking' is more direct for physical appearance. رایج. زمانی که به توصیف چگونگی چیزی اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'او خسته به نظر میرسد' (He's looking tired) و 'او خسته جلوه میکند' (He's appearing tired) نزدیک هستند، اما 'appearing' میتواند کمی رسمیتر باشد یا نشاندهنده یک کیفیت درک شده باشد نه یک مشاهده مستقیم. 'Looking' برای ظاهر فیزیکی مستقیمتر است.