lounge
اسم — لابی
اتاقی راحت در خانه یا مکان عمومی برای استراحت یا انتظار
A comfortable room in a house or public place for relaxing or waiting
«قبل از پرواز در لابی منتظر ماندیم.»
“We waited in the lounge before our flight.”
«لابی هتل بسیار زیبا تزئین شده است.»
“The hotel lounge is beautifully decorated.”
متضادها
فعل — لم دادن
به صورت راحت و بدون نگرانی دراز کشیدن یا نشستن
To lie, sit, or recline in a relaxed or lazy way
«او تمام بعدازظهر روی کاناپه لم داده بود.»
“He lounged on the sofa all afternoon.”
«آنها در روز آفتابی کنار استخر استراحت کردند.»
“They lounged by the pool on a sunny day.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح کلی برای کاهش تنش یا فعالیت؛ وقتی درباره استراحت صحبت میشود به جای lounge استفاده میشود اما کمتر درباره حالت بدن تاکید دارد.
Common. General term for reducing tension or activity; interchangeable with lounge when describing resting but less about position.
رسمی. به معنی تکیه دادن یا دراز کشیدن راحت است؛ اغلب برای حالت بدن استفاده میشود و در متون رسمی میتواند جای lounge را بگیرد.
Formal. Means to lean back or lie down in a comfortable way; often used for posture, can replace lounge in formal contexts.