بازگشت

lovingly

lov·ing·ly/ˈlʌvɪŋli/
lovingfull of love-lyin the manner of
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): lovingposition (جایگاه): end
با مهربانیدوست‌داشتنی

به شکلی که عشق یا مراقبت عمیق را نشان می‌دهد.

In a way that shows love or great care.

«او با مهربانی از گیاهانش مراقبت کرد.»

She lovingly cared for her plants.

«او با محبت دربارهٔ دوران کودکی‌اش صحبت کرد.»

He spoke lovingly about his childhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
affectionatelyمهربانانه

روزمره. تأکید بر گرمی و علاقه، معنای بسیار نزدیک.

Everyday. Emphasizes warmth and fondness, very close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000