luckless

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

luck·less/ˈlʌkləs/
luckfortune or chance-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more lucklesssuperlative (عالی): most luckless

صفت — بدشانس

بدشانسناموفق

بدشانس یا ناموفق بودن.

Having bad luck or unfortunate.

«تیم بدشانس هر مسابقه را باخت.»

The luckless team lost every match.

«او یک روز بدشانس در محل کار داشت.»

He had a luckless day at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unluckyبدشانس

رایج. در اغلب موارد قابل تعویض با luckless است.

Common. Interchangeable with 'luckless' in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000