بازگشت

lump

/lʌmp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): lumps
تودهبُر آمدگیغده

یک توده کوچک و سفت که معمولاً شکل و اندازه نامنظمی دارد.

A small, solid mass or bump, often irregular in shape and size.

«او روی بازویش یک توده پیدا کرد.»

She found a lump on her arm.

«یک تکه قند در چای بود.»

There was a lump of sugar in the tea.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bumpبرآمدگی

روزمره. وقتی به برآمدگی روی سطح اشاره دارد، می‌تواند با lump جایگزین شود؛ مثلاً «برآمدگی روی پوست» به جای «توده روی پوست».

Everyday. Can replace 'lump' when referring to a raised area on a surface, like skin or fabric. For example, 'a bump on the skin' instead of 'a lump on the skin'.

noduleگره‌ک

رسمی/فنی. در متون پزشکی یا زمین‌شناسی برای توده‌های کوچک به کار می‌رود و در صحبت روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal/technical. Used in medical or geological contexts for small lumps or nodes; less common in everyday speech.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): lumpedpast participle (مفعولی): lumped-ing (حال): lumping3rd (سوم): lumps
به توده تبدیل کردنجمع کردن به صورت توده

جمع شدن یا تشکیل دادن به صورت توده یا توده‌ها.

To gather or form into a lump or lumps.

«آرد مرطوب هنگام مخلوط شدن با آب توده تشکیل می‌دهد.»

The wet flour lumps when mixed with water.

«همه کاغذها را با هم جمع نکن.»

Don't lump all the papers together.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clumpتوده شدن

روزمره. وقتی صحبت از تشکیل توده یا گروه است، معمولاً قابل جایگزینی است؛ مانند توده‌شدن خاک یا مو.

Everyday. Interchangeable when describing forming a group or mass, often of things like dirt or hair.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000