lump in one's throat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lʌmp ɪn wʌnz θroʊt/
phrase (عبارت)common

عبارت — غصه در گلو

غصه در گلوبغض در گلو

گرفتگی گلو بر اثر احساس شدید، به‌ویژه اندوه یا تأثر.

A feeling of tightness in the throat caused by strong emotion, especially sadness.

«حرف‌هایش بغضی در گلویم انداخت.»

Her speech gave me a lump in my throat.

«هنگام خداحافظی گلویش گرفت.»

He felt a lump in his throat at goodbye.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000