main man

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪn mæn/
noun (اسم)informalplural (جمع): main men

اسم — دوست صمیمی

دوست صمیمییار نزدیک

به صمیمی‌ترین یا مهم‌ترین دوست و همراهِ مردِ یک نفر گفته می‌شود.

A person's closest or most important male friend or helper.

«کریم نزدیک‌ترین همکار من در محل کار است.»

Karim is my main man at work.

«او از همراه نزدیکش کمک خواست.»

She asked her main man for help.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000