make a poor fist of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk ə pʊr fɪst əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — ناشیانه انجام دادن

ناشیانه انجام دادنبد از عهده برآمدن

از عهده کاری خوب برنیامدن و آن را ناشیانه انجام دادن.

To do something unsuccessfully or with little skill.

«شام را خیلی ناشیانه درست کردم.»

I made a poor fist of cooking dinner.

«او نتوانست قوانین را خوب توضیح دهد.»

He made a poor fist of explaining the rules.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000