make a statement

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

make a state·ment/meɪk ə ˈsteɪtmənt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — بیانیه دادن

بیانیه دادناظهارنظر کردن

چیزی را به‌صورت رسمی یا علنی بیان کردن.

To say something publicly or officially.

«شرکت پس از حادثه بیانیه داد.»

The company made a statement after the accident.

«او نپذیرفت با خبرنگاران اظهارنظر کند.»

She refused to make a statement to reporters.

2phrase (عبارت)common

عبارت — پیامی چشمگیر رساندن

پیامی چشمگیر رساندنجلب توجه کردن

با ظاهر یا رفتار خود پیام یا تأثیر چشمگیری منتقل کردن.

To express a strong impression or opinion through one's appearance or actions.

«پالتوی رنگارنگ او خیلی جلب توجه می‌کرد.»

Her bright coat made a statement.

«این دیوارنگاره درباره آزادی پیام روشنی می‌رساند.»

The mural makes a statement about freedom.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000