make for

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk fɔr/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به‌سویِ چیزی رفتن

به‌سویِ چیزی رفتنرو به جایی کردن

به سمتِ مکان یا کسی حرکت کردن.

To move toward a place or person.

«بعد از شام به سمت خروجی رفتیم.»

We made for the exit after dinner.

«قایق به سوی ساحل رفت.»

The boat made for the shore.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — موجب شدن

موجب شدنکمک کردن به ایجاد

باعثِ ایجاد شدن یا شکل گرفتنِ نتیجه‌ای خاص شدن.

To help cause or produce a particular result.

«قانون‌های روشن به همکاری بهتر کمک می‌کنند.»

Clear rules make for better teamwork.

«سبزی‌های تازه باعث می‌شوند سوپ بهتر شود.»

Fresh herbs make for a better soup.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000