make one's hand

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk wʌnz hænd/
phrase (عبارت)dated

عبارت — دست‌وپا پیدا کردن

دست‌وپا پیدا کردنمهارت پیدا کردن

در انجام کاری مهارت و تجربه پیدا کردن.

To become skilled or experienced at a particular activity.

«او طی چند سال در سفالگری مهارت پیدا کرد.»

She made her hand at pottery over several years.

«او به‌عنوان نجار تجربه و مهارت به دست آورد.»

He made his hand as a carpenter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000