marching orders

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

march·ing or·ders/ˈmɑrtʃɪŋ ˌɔrdərz/
noun (اسم)informal

اسم — دستور عمل

دستور عملدستورهای بعدی

دستورها یا راهنمایی‌های مشخص دربارهٔ کاری که باید بعداً انجام شود.

Instructions telling someone what they must do next.

«مدیر دستور کارمان را به ما داد.»

The manager gave us our marching orders.

«تا دریافت دستورهای بعدی همین‌جا صبر کنید.»

Wait here until you receive marching orders.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000