بازگشت

maximize

max·i·mize/ˈmæksɪmaɪz/
maxi-maximum / greatest-mizeto make or cause to be
verb (فعل)common
past (گذشته): maximizedpast participle (مفعولی): maximized-ing (حال): maximizing3rd (سوم): maximizes
به حداکثر رساندن

بزرگ‌ترین یا بیشترین حد ممکن ساختن.

To make as large or great as possible.

«آن‌ها هدف دارند سود این فصل را به حداکثر برسانند.»

They aim to maximize profits this quarter.

«باید از منابع موجود حداکثر استفاده را ببری.»

You should maximize the use of available resources.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maximizeحداکثر کردن

شکل رایج و استاندارد؛ بدون مترادف کامل؛ خود maximize فرم پایه است.

Common standard form; no other perfect synonym; maximize itself is base form.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000