بازگشت

mesa

me·sa/ˈmeɪ.sə/
noun (اسم)common
plural (جمع): mesas
میزاتپه صاف‌شده

تپه‌ای که بالای آن صاف است و کناره‌های شیب‌دار دارد، معمولاً در مناطق خشک یافت می‌شود.

A flat-topped hill with steep sides, common in arid regions.

«کوهنوردان قبل از فرود روی بالای میزا استراحت کردند.»

The hikers rested on the top of the mesa before descending.

«میزاها در چشم‌اندازهای بیابانی ویژگی‌های رایجی هستند.»

Mesas are common features in desert landscapes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
butteتپه تک‌قلوه‌ای

شکل زمین مشابه ولی کوچکتر از میزاست. وقتی اندازه یا شکل مشخص است قابل جایگزینی نیست.

Similar landform but smaller than a mesa. Not interchangeable when size or shape is specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000