بازگشت

mimetic

mi·met·ic/mɪˈmɛtɪk/
mim-to imitate-eticpertaining to
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more mimeticsuperlative (عالی): most mimetic
تقلیدیشبیه‌سازی شده

مربوط به تقلید یا شبیه‌سازی.

Relating to imitation or mimicry.

«پرنده رنگ‌بندی تقلیدی دارد تا از شکارچیان در امان بماند.»

The bird has mimetic coloring to avoid predators.

«رفتار تقلیدی در حیوانات رایج است.»

Mimetic behavior is common in animals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imitativeتقلیدی

در هنر و زیست‌شناسی برای توصیف تقلید کاربرد دارد.

Used in art and biology to describe imitation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000