بازگشت

mingle

min·gle/ˈmɪŋɡl/
verb (فعل)common
past (گذشته): mingledpast participle (مفعولی): mingled-ing (حال): mingling3rd (سوم): mingles
ادغام شدنجور شدن

با دیگران ترکیب شدن یا تعامل داشتن، معمولاً در موقعیت‌های اجتماعی

to mix or combine with others, often in social situations

«مهمانان در مهمانی با هم معاشرت کردند.»

Guests mingled at the party.

«او به‌آسانی با جمع تعامل داشت.»

She mingled with the crowd easily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mixمخلوط شدن

روزمره. اصطلاح کلی ترکیب شدن؛ mingle بیشتر به معاشرت اشاره دارد.

Everyday. General term for combining; mingle often implies socializing or interaction.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000