بازگشت

minutiae

mi·nu·ti·ae/mɪˈnjuːʃiˌaɪ/
noun (اسم)common
plural (جمع): minutiae
جزئیات ریزریزه‌کاری‌ها

جزئیات کوچک، دقیق یا بی‌اهمیت چیزی.

The small, precise, or trivial details of something.

«او همیشه درگیر ریزه‌کاری‌های پروژه می‌شد.»

He was always getting lost in the minutiae of the project.

«این گزارش بیش از حد به جزئیات ریز توجه کرده بود.»

The report paid too much attention to minutiae.

تفاوت با واژه‌های مشابه
triflesجزئیات بی‌اهمیت

رایج. اغلب به چیزهای کم‌ارزش یا بی‌اهمیت اشاره دارد. 'ریزه‌کاری‌ها' می‌توانند مهم باشند، فقط کوچک، در حالی که 'جزئیات بی‌اهمیت' تقریباً همیشه بی‌اهمیت هستند. 'نگران جزئیات بی‌اهمیت نباشید؛ روی هدف اصلی تمرکز کنید.'

Common. Often implies things of little value or importance. 'Minutiae' can be important, just small, whereas 'trifles' are almost always unimportant. 'Don't worry about the trifles; focus on the main goal.'

detailsجزئیات

بسیار رایج. یک اصطلاح کلی برای جزئیات. 'ریزه‌کاری‌ها' به طور خاص به جزئیات بسیار کوچک و اغلب نادیده گرفته شده اشاره دارد، که آن را در برخی زمینه‌ها دقیق‌تر از 'جزئیات' می‌کند. 'لطفاً تمام جزئیات حادثه را ارائه دهید.'

Very common. A general term for particulars. 'Minutiae' specifically refers to the very small, often overlooked details, making it a more precise term than 'details' in certain contexts. 'Please provide all the details of the incident.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000