misfired

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mis·fired/ˌmɪsˈfaɪərd/
mis-wronglyfireto shoot-edpast participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — اخطا شده

اخطا شدهناموفق

چیزی که بعد از فعال‌شدن به درستی عمل نکرد یا خراب شد.

Something that did not operate or function as intended after activation.

«تفنگ خطا کرد و به هدف نخورد.»

The gun misfired and missed the target.

«موتور در طول آزمایش دچار نقص کار کرد.»

The motor misfired during the test.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000