misrepresented

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mis·rep·re·sent·ed/ˌmɪsˌrɛprɪˈzɛntɪd/
mis-wrongly / badlyrepresentto show or describe-edpast tense or past participle
adjective (صفت)common

صفت — نادرست معرفی‌شده

نادرست معرفی‌شدهاشتباه ارائه‌شدهغلط تصویر شده

چیزی یا کسی که به شکل نادرست یا غلط معرفی شده باشد.

Describes something or someone inaccurately or falsely portrayed.

«گزارش حقایق مربوط به رویداد را نادرست ارائه داد.»

The report misrepresented the facts about the event.

«او احساس کرد در رسانه‌ها غلط تصویر شده است.»

She felt misrepresented in the media.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distortedتحریف‌شده

رایج. وقتی به معرفی نادرست اشاره دارد قابل جایگزینی است ولی تحریف بر تغییر شکل تاکید دارد؛ مثلاً "حقایق تحریف‌شده" درست است ولی برای انسان معمولاً misrepresented می‌گویند.

Common. Interchangeable when referring to inaccurate portrayals, but 'distorted' emphasizes deformation or twisting; e.g. 'distorted facts' works, but 'misrepresented person' is more typical.

falsifiedجعلی

رسمی. بیشتر برای اسناد یا حقایق جعلی به کار می‌رود. برای افراد یا مفاهیم کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Used especially for documents or facts deliberately made false. Less common for people or abstract ideas; e.g. 'falsified data' but not 'falsified character'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000