بازگشت

mistreated

mis·treated/mɪsˈtriːtɪd/
mis-wrongly, badlytreatto behave towards or deal with-edpast tense
adjective (صفت)common
بی‌مهری شدهبدرفتاری شده

کسی که به شکل بد یا ناعادلانه رفتار شده است.

Having been treated badly or unfairly.

«بسیاری از حیوانات در اسارت بدرفتاری می‌شوند.»

Many animals are mistreated in captivity.

«او احساس کرد توسط کارفرمایش بدرفتاری شده است.»

She felt mistreated by her employer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abusedآزار دیده

رسمی. به معنی رفتار خشونت‌آمیز یا ظالمانه، معمولاً جسمی یا عاطفی.

Formal. Stronger sense of harsh or cruel treatment, often physical or emotional.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000