mistrusted
به کسی یا چیزی اعتماد یا اطمینان نداشتن، معمولاً به دلیل سوءظن.
To have or show a lack of trust or confidence in someone or something, often based on suspicion.
«او به تغییر ناگهانی نظرش بیاعتماد بود.»
“She mistrusted his sudden change of heart.”
«روستاییان پس از آن حادثه به غریبهها سوءظن پیدا کردند.»
“The villagers mistrusted outsiders after the incident.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. در بیشتر زمینهها تا حد زیادی با 'mistrusted' قابل تعویض است، هر دو به معنای عدم اعتماد هستند. 'او به انگیزههایشان اعتماد نداشت' به همان خوبی 'او به انگیزههایشان سوءظن داشت' کاربرد دارد.
Common. Largely interchangeable with 'mistrusted' in most contexts, both implying a lack of trust. 'He distrusted their motives' works as well as 'He mistrusted their motives'.
رایج. 'مشکوک بودن' به این معنی است که باور داریم چیزی احتمالاً درست است، اغلب منفی، در حالی که 'بیاعتمادی کردن' بیشتر در مورد عدم ایمان عمومی است. 'او مشکوک بود که آنها دروغ میگویند' قویتر از 'او به آنها بیاعتماد بود' است.
Common. 'Suspected' implies a belief that something is probably true, often negative, while 'mistrusted' is more about a general lack of faith. 'He suspected they were lying' is stronger than 'He mistrusted them'.