money's worth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mon·ey's worth/ˈmʌniz ˈwɝθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — ارزش پول پرداخت‌شده

ارزش پول پرداخت‌شده

ارزش یا فایده‌ای که نشان می‌دهد هزینهٔ پرداخت‌شده به‌جا بوده است.

Value or benefit that justifies what was paid.

«از کارت موزه به اندازهٔ پولی که دادیم استفاده کردیم.»

We got our money's worth from the museum pass.

«هتل به اندازهٔ هزینه‌مان ارزش داشت.»

The hotel gave us our money's worth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000