بازگشت
more
/mɔːr/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): moresuperlative (عالی): most
بیشترمقدار بیشتری
مقدار یا تعداد بیشتری یا اضافی از چیزی.
A greater or additional amount or number of.
«برای تمام کردن این کار به زمان بیشتری نیاز دارم.»
“I need more time to finish this.”
«قهوه بیشتری میخواهید؟»
“Do you want some more coffee?”
تفاوت با واژههای مشابه
additional— اضافی (روزمره. قابل جایگزینی وقتی به اقلام یا مقادیر اضافی اشاره دارد.) مثلاً: More information (اطلاعات بیشتر) یا Additional information. 'Additional' نمیتواند برای مقایسه (مثلاً 'more beautiful') استفاده شود. 'Additional' معمولاً برای افزودن به یک چیز موجود است. 'Additional costs'.
further— بیشتر (رسمی. مشابه 'more' برای میزان یا درجه غیر فیزیکی.) مثلاً: Further details (جزئیات بیشتر) در مقابل More details. 'Further' نیز به فاصله اشاره دارد. 'Further' رسمیتر است و میتواند به معنای 'بیشتر از این' یا 'عمیقتر' باشد. 'Further research'.
متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): degreeadjective (صفت): muchposition (جایگاه): middle
بیشتر
به میزان بیشتری؛ برای ساختن صفت تفضیلی بسیاری از صفتها و قیدها استفاده میشود.
To a greater extent; used to form the comparative of many adjectives and adverbs.
«او اکنون کارآمدتر کار میکند.»
“She works more efficiently now.”
«این از آن جالبتر است.»
“This is more interesting than that.”
تفاوت با واژههای مشابه
further— بیشتر (رسمی. میتواند با 'more' قابل جایگزینی باشد وقتی فعلها یا قیدهای دیگر را تشدید میکند، به خصوص در بافتهای رسمی.) مثلاً: Learn more about it (درباره آن بیشتر بیاموز) یا Learn further about it. 'Further' میتواند به معنی عمیقتر یا پیشرفتهتر باشد. 'Further' علاوه بر فاصله، به معنی 'بیشتر از این' در مورد پیشرفت یا توسعه است. 'To investigate further'.
متضادها
3pronoun (ضمیر)common
بیشتر
مقدار یا تعداد بیشتری.
A greater quantity or number.
«برخی افراد ماندند، اما تعداد بیشتری رفتند.»
“Some people stayed, but more left.”
«من از کیک بیشتر میخواهم.»
“I want more of the cake.”