moult

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/moʊlt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): moultedpast participle (مفعولی): moulted-ing (حال): moulting3rd (سوم): moults

فعل — پوست انداختن

پوست انداختنپر ریختنمو ریختن

(حیوان) پر، مو یا پوست کهنه خود را بریزد تا رشد جدیدی آغاز شود.

(Of an animal) shed old feathers, hair, or skin to make way for a new growth.

«مار سالی چند بار پوست می‌اندازد.»

The snake will moult its skin several times a year.

«پرندگان بعد از فصل تولید مثل پرهایشان را می‌ریزند.»

Birds moult their feathers after the breeding season.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shedریختن

روزمره. در مورد ریختن مو/پر/پوست حیوانات عموماً قابل تعویض است، اما 'shed' می‌تواند برای ریختن برگ درختان یا اشک ریختن حیوانات نیز به کار رود که 'moult' این کاربرد را ندارد.

Everyday. Generally interchangeable when referring to animals losing hair/feathers/skin, but 'shed' can also apply to trees losing leaves or animals shedding tears, where 'moult' cannot.

sloughکندن پوست

رسمی/فنی. به طور خاص به کندن پوست مرده توسط خزندگان یا دوزیستان اشاره دارد. برای پرندگان یا پستانداران کمتر رایج است.

Formal/technical. Specifically refers to the shedding of dead skin by a reptile or amphibian. Less common for birds or mammals.

2noun (اسم)commonplural (جمع): moults

اسم — پوست‌اندازی

پوست‌اندازیپرریزی

دوره پوست‌اندازی یا پرریزی، به ویژه در پرندگان یا حشرات.

A period of moulting, especially in birds or insects.

«پرنده در حال پرریزی است و کمی ژولیده به نظر می‌رسد.»

The bird is in moult and looks rather scruffy.

«در طول دوره پوست‌اندازی، بسیاری از حیوانات به مکان‌های خلوت پناه می‌برند.»

During the moult, many animals seek secluded places.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sheddingریزش

روزمره. یک اصطلاح گسترده‌تر برای عمل از دست دادن چیزی به طور طبیعی، از جمله مو، پوست یا برگ. اغلب قابل تعویض است اما 'moult' به طور خاص به یک فرآیند بیولوژیکی طبیعی برای تجدید اشاره دارد.

Everyday. A broader term for the act of losing something naturally, including hair, skin, or leaves. It is often interchangeable but 'moult' specifically implies a natural biological process for renewal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000