mousetrap

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mouse·trap/ˈmaʊsˌtræp/
mousea small rodenttrapa device to catch or capture
noun (اسم)commonplural (جمع): mousetraps

اسم — دام موش

دام موشتله موش

وسیله‌ای برای گرفتن یا کشتن موش‌ها.

A device designed to catch or kill mice.

«ما تله موش را گذاشتیم تا آفت را بگیریم.»

We set a mousetrap to catch the pest.

«تله موش دیشب یک موش گرفت.»

The mousetrap caught a mouse last night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000