بازگشت

mush

/mʌʃ/
noun (اسم)common
حریرهفرنی

دانه‌ریزی نرم و خمیری‌شکل معمولاً به غذا مانند فرنی یا حریره‌ی غلیظ گفته می‌شود.

A soft, wet, pulpy mass or mixture, often food like porridge or a thick cereal meal.

«او برای صبحانه یک کاسه فرنی گرم خورد.»

He ate a bowl of hot mush for breakfast.

«به کودک غذای نرم داده شد تا هضم راحت‌تر شود.»

The baby was fed soft mush to ease digestion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
porridgeفرنی

متداول. زمانی که به غذای غلات پخته اشاره می‌کند قابل تعویض‌اند؛ 'mush' غیررسمی‌تر و کلی‌تر، 'porridge' معمولا به جو دوسر اشاره دارد.

Common. Used interchangeably when referring to cooked cereal food; 'mush' can be less formal and broader, while 'porridge' usually refers to oats.

papخوراک نرم

غیررسمی. به غذاهای نرم و بدون مزه مثل غذای کودک اشاره دارد؛ در مورد وعده‌های غذایی نرم ساده معمولا قابل تعویض با 'mush' است.

Informal. Refers to soft, bland food like baby food; interchangeable with 'mush' when discussing simple soft meals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000