myself

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

my·self/maɪˈsɛlf/
my-possessive pronoun prefix-selfreflexive suffix
1pronoun (ضمیر)common

ضمیر — خودم (1)

خودمبه خودممن خودم

برای اشاره به گوینده به عنوان مفعول فعل یا حرف اضافه زمانی که خود او فاعل جمله نیز هست، استفاده می‌شود.

Used to refer to the speaker as the object of a verb or preposition when they are also the subject of the clause.

«موقع آشپزی خودم را بریدم.»

I cut myself while cooking.

«من می‌توانم آن را خودم انجام دهم.»

I can do it by myself.

2pronoun (ضمیر)common

ضمیر — خودم (2)

خودمشخصاً خودم

برای تأکید بر گوینده به عنوان فردی که عملی را انجام می‌دهد، حتی اگر آن عمل تعجب‌آور باشد، استفاده می‌شود.

Used to emphasize the speaker as the person performing an action, even if the action is surprising.

«خودم آن حادثه را دیدم.»

I myself saw the incident.

«مدیر شخصاً با خودم صحبت کرد.»

The manager spoke to myself.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000