mythmake

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

myth·make/ˈmɪθˌmeɪk/
mythtraditional story or legendmaketo create
verb (فعل)formalpast (گذشته): mythmadepast participle (مفعولی): mythmade-ing (حال): mythmaking3rd (سوم): mythmakes

فعل — افسانه‌سازی

افسانه‌سازیداستان‌پردازی

ساختن یا اختراع افسانه‌ها یا داستان‌های خیالی.

To create or invent myths or fictional stories.

«فرهنگ‌های باستانی برای توضیح پدیده‌های طبیعی افسانه‌سازی می‌کردند.»

Ancient cultures mythmake to explain natural events.

«نویسنده برای ساختن دنیای خیالی افسانه‌سازی می‌کند.»

The author mythmakes to build a fantasy world.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000