بازگشت

myth

/mɪθ/
mytha traditional story
1noun (اسم)common
plural (جمع): myths
اسطورهافسانه

داستانی سنتی که به توضیح پدیده‌های طبیعی یا اجتماعی می‌پردازد و معمولاً شامل خدایان یا قهرمانان است.

A traditional story explaining natural or social phenomena, often involving gods or heroes.

«یونانیان باستان اسطوره‌های زیادی درباره خدایانشان ساختند.»

The ancient Greeks created many myths about their gods.

«این افسانه توضیح می‌دهد که چگونه جهان خلق شده است.»

The myth explains how the world was created.

تفاوت با واژه‌های مشابه
legendافسانه

روزمره. معمولاً جایگزین myth می‌شود اما legend بیشتر به داستان‌هایی گفته می‌شود که بر اساس تاریخ هستند.

Everyday. Often interchangeable with 'myth' but 'legend' usually refers to stories believed to be based on historical events.

fableحکایت

متداول. به داستان‌های کوتاه با پند اخلاقی گفته می‌شود که معمولاً حیوانات دارند؛ همیشه جایگزین myth نیست.

Common. Refers to short stories with a moral, often involving animals; not always interchangeable with 'myth'.

متضادها
2noun (اسم)common
باور غلطسفته خیال

باوری رایج اما نادرست یا غلط که بسیاری آن را می‌پذیرند.

A widely held but false belief or idea.

«این باور غلط رایج است که ماهی طلا حافظه سه ثانیه‌ای دارد.»

It's a common myth that goldfish have a three-second memory.

«باور غلط درباره واکسن‌ها که باعث بیماری می‌شوند کاملاً بی‌اساس است.»

The myth about vaccines causing illness is completely false.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misconceptionتصور غلط

متداول. به ایده نادرست گفته می‌شود، اغلب در زمینه‌های آموزشی؛ جایگزین این معنی myth می‌شود.

Common. Refers to an incorrect idea, often used in educational contexts; interchangeable with this sense of 'myth'.

fallacyخطای منطقی

رسمی. به باور نادرست ناشی از استدلال ناصحیح گفته می‌شود؛ شبیه myth اما کمی تخصصی‌تر.

Formal. Refers to a mistaken belief based on faulty reasoning; similar but slightly more technical than 'myth' in this sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000