nano

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

na·no/ˈnæ·noʊ/
nano-one billionth (10⁻⁹)
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): n/asuperlative (عالی): n/a

صفت — نانو

نانوخیلی ریز

بسیار کوچک؛ در مقیاس نانومتر

extremely small; on the scale of nanometers

«نانو فناوری با ذرات کوچکتر از ۱۰۰ نانومتر سروکار دارد.»

Nano technology deals with particles smaller than 100 nanometers.

«آن‌ها دستگاه نانو برای تحویل هدفمند دارو توسعه دادند.»

They developed a nano device for targeted drug delivery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
microscopicریز

معمولی. هر دو به معنی بسیار کوچک هستند اما microscopic معمولاً زیر میکروسکوپ دیده می‌شود.

Common. Both mean very small, but microscopic generally refers to things visible only under microscope, not strictly nanometer scale.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000