naturally occurring

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

nat·u·ral·ly oc·cur·ring/ˈnætʃərəli əˈkɜrɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more naturally occurringsuperlative (عالی): most naturally occurring

صفت — طبیعی

طبیعیموجود در طبیعت

چیزی که بدون ساخته‌شدن به دست انسان، در طبیعت وجود دارد یا پدید می‌آید.

Existing or produced in nature without being made by people.

«نمک یک ماده معدنی طبیعی است.»

Salt is a naturally occurring mineral.

«این دریاچه مواد شیمیایی طبیعی دارد.»

The lake contains naturally occurring chemicals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000