بازگشت

negativity

neg·a·tiv·i·ty/ˌnɛɡəˈtɪvɪti/
negatdeny or noivehaving the nature of-itystate or quality
noun (اسم)common
منفی‌گراییحالت منفی

صفحه یا حالت منفی بودن یا بدبین بودن

the quality or state of being negative or pessimistic

«منفی‌بافی مداوم او تیم را تحت تاثیر قرار داد.»

His constant negativity affected the team.

«سعی کن از منفی بودن در افکارت پرهیز کنی.»

Try to avoid negativity in your thoughts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pessimismبدبینی

متداول. نگرش منفی نسبت به آینده؛ مرتبط ولی کمی خاص‌تر.

Common. Negative attitude about the future; related but more specific context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000