بازگشت

newborn

new·born/ˈnjuːˌbɔːrn/
new-recent, just begunbornhaving just come into life
1adjective (صفت)common
تازه متولد شدهنوزاد تازه

تازه به دنیا آمده؛ مربوط به نوزادی که تازه به دنیا آمده است

Recently born; relating to a baby just after birth

«نوزاد تازه متولد شده آرام خوابیده است.»

The newborn baby is sleeping peacefully.

«پزشکان سلامت نوزادان تازه متولد شده را به دقت کنترل می‌کنند.»

Doctors monitor the health of newborns closely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infantکودک نوپا

رسمی. به نوزاد خیلی کوچک گفته می‌شود که معمولاً تا یک سالگی را شامل می‌شود و گسترده‌تر از newborn است.

Formal. Refers to a very young baby, usually up to one year old, and can be used more broadly than 'newborn'. 'Infant care' works, but 'newborn care' is for babies just born.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): newborns
نوزاد تازه متولد شدهنوزاد

نوزادی که به تازگی به دنیا آمده است

A baby who has recently been born

«نوزادان تازه متولد شده بیمارستان در واحد ویژه‌ای مراقبت می‌شوند.»

The hospital’s newborns are cared for in a special unit.

«هر نوزاد تازه متولد شده نیاز به گرما و مراقبت ملایم دارد.»

Every newborn needs warmth and gentle care.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infantنوزاد

رسمی. به کودک خیلی کوچک گفته می‌شود که گسترده‌تر از newborn است.

Formal. Refers to a very young child, more general than newborn, often up to one year old.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000