بازگشت

adult

ad·ult/ˈæd.ʌlt/
ad-toward, to-ultgrow up, mature
1noun (اسم)common
plural (جمع): adults
بزرگ‌سالبالغ

فردی که به طور کامل رشد کرده یا بزرگ شده است، معمولاً کسی که از کودکی گذشته باشد.

A person who is fully grown or developed, typically someone past childhood.

«بزرگ‌سالان حقوق متفاوتی نسبت به کودکان دارند.»

Adults have different rights than children.

«تنها بزرگ‌سالان اجازه ورود به کلاب را دارند.»

Only adults are allowed to enter the club.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grown-upبزرگ‌سال

روزمره. معادل غیررسمی برای adult و بیشتر در زبان محاوره‌ای استفاده می‌شود. بیشتر توسط کودکان یا درباره بزرگ‌ترها به کار می‌رود.

Everyday. Informal synonym for 'adult', commonly used in spoken language. 'Grown-up' is less formal and often used by or about children.

متضادها
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more adultsuperlative (عالی): most adult
بالغبزرگ‌سال

مرتبط یا مشخص برای افراد کاملاً رشد کرده یا بالغ.

Relating to or characteristic of full-grown or mature individuals.

«برنامه‌های آموزش بزرگ‌سالان در حال محبوب شدن هستند.»

Adult education programs are growing in popularity.

«این فیلم فقط برای مخاطبان بزرگ‌سال است.»

This movie is for adult audiences only.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matureبالغ

رسمی. اشاره به افراد یا چیزهای کاملاً رشد کرده دارد؛ در زمینه‌های زیست‌شناسی یا روان‌شناسی قابل جایگزینی است ولی کمتر در موارد قانونی استفاده می‌شود.

Formal. Refers to fully developed or grown individuals or things; interchangeable in biological or psychological contexts but less common for legal/regulatory uses.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000