nitrating

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ni·tra·ting/ˈnaɪtreɪtɪŋ/
nitro-related to nitrogen-ateverb/suffix indicating action-ingpresent participle
verb (فعل)technicalpast (گذشته): nitratedpast participle (مفعولی): nitrated-ing (حال): nitrating3rd (سوم): nitrates

فعل — نیتراسیون کردن

نیتراسیون کردن

فرآیند وارد کردن گروه‌های نیترات به یک ترکیب به صورت شیمیایی.

The process of introducing nitrate groups into a compound chemically.

«آن‌ها در حال نیتراسیون بنزن برای تولید نیتروبنزن هستند.»

They are nitrating benzene to produce nitrobenzene.

«نیتراسیون ترکیبات آلی در صنایع شیمیایی رایج است.»

Nitrating organic compounds is common in chemical industries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000