بازگشت

norm

/nɔːrm/
noun (اسم)common
plural (جمع): norms
قاعدهمعیارهنجار

یک استاندارد یا الگوی پذیرفته شده رفتار یا تفکر در یک جامعه یا گروه.

An accepted standard or pattern of behavior or thinking in a society or group.

«وقت‌شناسی در این شرکت معمول است.»

Punctuality is the norm in this company.

«شکستن هنجارهای اجتماعی ممکن است پیامد داشته باشد.»

Breaking social norms can have consequences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
standardاستاندارد

اصطلاح معمول برای یک سطح یا قانون پذیرفته‌شده.

Common term for an accepted level or rule.

conventionقیاس

اصطلاح رسمی برای آداب پذیرفته‌شده اجتماعی.

Formal term referring to socially accepted customs or norms.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000