بازگشت

oasis

o·a·sis/oʊˈeɪsɪs/
noun (اسم)common
plural (جمع): oases
ناهارگاهسرسبزی در بیابانچشمه

نقطه‌ای سرسبز در بیابان که آب دارد و گیاهان در آن رشد می‌کنند.

A fertile spot in a desert where water is found and plants grow.

«مسافران نقطه‌ای سرسبز در وسط بیابان پیدا کردند.»

Travelers found an oasis in the middle of the desert.

«کاروان برای پر کردن آب‌هایشان در ناهارگاه توقف کرد.»

The caravan rested at the oasis to refill their water supplies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waterholeگودال آب

روزمره. به منبع طبیعی آب برای حیوانات اشاره دارد؛ در برخی موارد به جای oasis در زمینه‌های طبیعی به کار می‌رود.

Everyday. Refers specifically to a natural water source animals drink from; can sometimes substitute for 'oasis' in wild contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000