بازگشت

obstacles

ob·sta·cles/ˈɑːbstəkəlz/
ob-againststacstand-lenoun suffix
noun (اسم)common
plural (جمع): obstacles
مانع‌هاسدها

جمع obstacle؛ چیزهایی که پیشرفت را مسدود یا تحقق هدف را دشوار می‌کنند.

Plural of obstacle; things that block progress or make achieving a goal difficult.

«آن‌ها بر موانع زیادی غلبه کردند تا موفق شوند.»

They overcame many obstacles to succeed.

«مانع‌ها مسیر جلو را مسدود کردند.»

Obstacles blocked the path ahead.

تفاوت با واژه‌های مشابه
barriersموانع

معمول. چیزهای فیزیکی یا مفهومی که پیشرفت را مسدود یا جلوگیری می‌کنند.

Common. Physical or abstract things that block or prevent progress.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000