obvious example

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ob·vi·ous ex·am·ple/ˈɑbviəs ɪɡˈzæmpəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — نمونهٔ روشن

نمونهٔ روشنمثال واضح

نمونه‌ای روشن که یک ایده را به‌سادگی نشان می‌دهد.

A clear case that easily illustrates an idea.

«موفقیت او نمونهٔ روشنی از سخت‌کوشی است.»

Her success is an obvious example of hard work.

«این اشتباه مثال واضحی از بی‌دقتی است.»

This mistake is an obvious example of carelessness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000