of sorts

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/əv ˈsɔrts/
phrase (عبارت)common

عبارت — به‌نوعی

به‌نوعیدر حد خودش

از نوعی محدود، غیرمعمول یا نه‌چندان رضایت‌بخش بودن.

Of a limited, unusual, or not fully satisfactory kind.

«آن‌ها سرپناهی در حد خودش ساختند.»

They built a shelter of sorts.

«این به‌نوعی یک جشن بود.»

It was a celebration of sorts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000