بازگشت

offline

off·line/ˌɔːfˈlaɪn/
1adjective (صفت)common
آفلاینبه‌صورت غیربه‌خط

وضعیتی که در آن به اینترنت یا شبکه متصل نیستید یا دسترسی ندارید.

Not connected to or available through the internet or a network.

«فایل را برای استفاده آفلاین ذخیره کردم.»

I saved the file for offline use.

«وقتی اینترنت قطع است، او به‌صورت آفلاین کار می‌کند.»

She works offline when the internet is down.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disconnectedقطع‌شده

روزمره. وقتی قطع بودن اتصال شبکه مد نظر است جایگزین offline می‌شود، معمولاً در مواقع غیررسمی. مثلاً disconnected from Wi-Fi اما حالت آفلاین بیشتر در نرم‌افزار گفته می‌شود.

Common. Can replace 'offline' when referring to loss of network connection, especially informal contexts. For example, 'disconnected from Wi-Fi' but 'offline mode' is more common in software.

متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): offlineposition (جایگاه): end
به‌صورت آفلاینبه‌صورت غیربه‌خط

به صورتی که به اینترنت یا شبکه متصل نباشد.

In a manner that is not connected to the internet or network.

«او سند را به‌صورت آفلاین ویرایش کرد.»

She edited the document offline.

«می‌توانی بازی را به‌صورت آفلاین انجام دهی.»

You can play the game offline.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disconnectedlyقطع‌شده به‌صورت فعل

نادرت و معمولاً استفاده نمی‌شود؛ offline به عنوان قید بهتر است.

Rare and not commonly used; 'offline' adverb is preferred.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000